محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
38
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
[ سرنوشت فرزندان سلطان حيدر ] خلاصه : در سال هشتصد و نود و هشت [ 898 ] كه يعقوب بيگ سلطان بن امير حسن بيگ وفات يافت ، فرزندش ميرزا بايسنقر پادشاه آذربايجان و عراقين شد . رستم بيگ بن مقصود بيگ بن امير حسن بيگ خود را لايق سلطنت دانسته ، خروج نمود . ميرزا بايسنقر از مقاومت با او درمانده شده ، به شيروان گريخت و التجا به جد مادرى او كه فرّخ يسار شيروانشاه بود نمود و هرج و مرج در ميان امراى بايندريّه درگرفت . چون علمشاه بيگم عمّه اعيانى رستم بيگ بود ، اطلاق فرزندان خود را از رستم بيگ استدعا نمود و او نيز اين استدعا را موافق پوليتيك خود يافته ، شاه اسماعيل و برادران او را از قلعهء اصطخر اطلاق كرده ، به نزد مشار اليه فرستادند . صوفيان كه شيخ زادگان خودشان را مطلق العنان يافتند ، خرسند شده ، خانقاه اردبيل كه از چهار سال به آن تاريخ بىشيخ مانده بود ، سلطان على ميرزا فرزند مهين شيخ حيدر را برده بر پوست ارشاد جلوس داده بيعت كردند . در آن هنگام شيروانشاه ، به عزم استرداد حكمرانى نوهء دخترى خود ، لشكرى جمع كرده ، متوجه تبريز شد . اين خبر را كه رستم بيگ شنيده مراجعت به يارى سلطان على ميرزا نمود و او هم صوفيان را جمع كرده ، به همراهى طرفداران رستم بيگ متوجه اردوى دشمن شد . فريقين در ساحل رودخانه كر كه منصبّ به درياى خزر مىشود ، ملاقى به همديگر شده ، بناى جنگ و ستيز را گذاردند . هنوز غالب و مغلوب نشده بود كه بنابر سبب غير معلومى ، بايسنقر ميرزا رجعت به شيروانات نمود . در سال هشتصد و نود و نه [ 899 ] بود كه حاجى بايندر حاكم اصفهان ، از رستم بيگ روگردان شده ، خطبه و سكه را به اسم بايسنقر ميرزا كرد و سپاه عراق عجم را با خود متفق ساخته ، كيفيت را با عريضهاى به او اعلام و دعوت به ايران نمود و او نيز جمع قشون كرده ، متوجه عراق شد . رستم بيگ كه اطلاع به ورودشان بهم رسانيد ، ميان دو دشمن قوى تنها ماندن خود را فهميده ، باز مراجعت به استعانت عمّهزادهاش سلطان على ميرزا نمود . بعد از مشاوره و قرار قشون ، آذربايجان را به سردارى قره پيرى تواچى « 1 » به دفع حاجى بايندر به عراق فرستادند و به سردارى سلطان على ميرزا و ابراهيم سلطان آيبه نيز صوفيان قزلباشيه و تراكمه را به جنگ بايسنقر روانه نمود . فريقين در گنجه به يكديگر رسيده ، بناى جنگ و جدال و ضرب و قتال را گذاردند . بعد از
--> ( 1 ) . تواچى شخصى را مىنامند كه از براى احضار لشكر به حكام خبر مىرساند . / عارف